جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • وبلاگ
    • کتابخانه کتب زبان انگلیسی آموزشگاه اسلامی
    • آموزشی
    • نمونه سوالات انگلیسی
    • پادکست
    • ویدیو
  • دوره ها
    • انگلیسی
    • آلمانی
    • ترکی
    • فرانسوی
    • چرتکه
    • کلاس هنر
    • سایر
  • رویدادها
  • گالری آموزشگاه اسلامی
  • تماس با ما
شروع ثبت نام دوره Movie آموزشگاه اسلامی
فرصت تکرار نشدنی تخفیف 50 درصدی! ثبت نام در دوره مووی
روزها
ساعت
دقیقه
ثانیه
ثبت نام تمام شد
مشاهده دوره
آموزشگاه زبان اسلامی
ورود
[suncode_otp_login_form]
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
عضویت
[suncode_otp_registration_form]
آموزشگاه زبان اسلامی
  • خانه
  • وبلاگ
    • کتابخانه کتب زبان انگلیسی آموزشگاه اسلامی
    • آموزشی
    • نمونه سوالات انگلیسی
    • پادکست
    • ویدیو
  • دوره ها
    • انگلیسی
    • آلمانی
    • ترکی
    • فرانسوی
    • چرتکه
    • کلاس هنر
    • سایر
  • رویدادها
  • گالری آموزشگاه اسلامی
  • تماس با ما
شروع کنید
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید
0

وبلاگ

آموزشگاه زبان اسلامی > وبلاگ > آموزشی > ۵۰ اصطلاح و عبارت پرکاربرد انگلیسی با رنگ‌ها

۵۰ اصطلاح و عبارت پرکاربرد انگلیسی با رنگ‌ها

15 بهمن 1404
ارسال شده توسط Eslami Bafa
آموزشی، مقاله
اصطلاحات انگلیسی با رنگ‌ها | ۵۰ عبارت پرکاربرد با معنی فارسی و مثال واقعی

۵۰ اصطلاح و عبارت پرکاربرد انگلیسی با رنگ‌ها – معنی، تلفظ و مثال واقعی

 

اصطلاحات مبتنی بر رنگ‌ها در زبان انگلیسی از پرکاربردترین بخش‌های مکالمه روزمره، رسانه‌ها و محیط کار هستند. این عبارات اغلب معنای تحت‌اللفظی ندارند و یادگیری آن‌ها به بهبود درک مطلب، مکالمه طبیعی و نمرات بالاتر در آزمون‌های زبان کمک می‌کند.

در ادامه، ۵۰ مورد از رایج‌ترین و مفیدترین این اصطلاحات را به همراه تلفظ تقریبی فارسی، معنی دقیق و کاربردی، و یک مثال واقعی آورده‌ایم. این مجموعه برای زبان‌آموزان سطوح متوسط تا پیشرفته و داوطلبان آزمون‌های زبان بسیار مناسب است.

 

 

لیست ۵۰ اصطلاح پرکاربرد انگلیسی با رنگ‌ها

 

    1. See red
      تلفظ: سی رِد
      معنی: به شدت خشمگین شدن
      مثال: When he insulted my family, I saw red and almost lost control.

 

    1. Caught red-handed
      تلفظ: کات رِد-هَندِد
      معنی: در حال ارتکاب جرم یا اشتباه دستگیر شدن
      مثال: The employee was caught red-handed stealing company funds.

 

    1. Paint the town red
      تلفظ: پِینت دِ تاون رِد
      معنی: شب‌گردی و خوش‌گذرانی شدید
      مثال: After the graduation ceremony, we painted the town red all night.

 

    1. In the red
      تلفظ: این دِ رِد
      معنی: بدهکار بودن، حساب بانکی منفی
      مثال: Our monthly expenses keep the account in the red.

 

    1. Roll out the red carpet
      تلفظ: رول آوت دِ رِد کارپِت
      معنی: استقبال بسیار گرم و تشریفاتی
      مثال: The conference rolled out the red carpet for the keynote speaker.

 

    1. Red tape
      تلفظ: رِد تِیپ
      معنی: کاغذبازی و بوروکراسی پیچیده
      مثال: Applying for the visa involved endless red tape.

 

    1. Red flag
      تلفظ: رِد فلَگ
      معنی: علامت خطر یا هشدار جدی
      مثال: His refusal to communicate is a major red flag.

 

    1. Beet red
      تلفظ: بیت رِد
      معنی: بسیار خجالت‌زده یا عصبانی (صورت قرمز شدن)
      مثال: She turned beet red when everyone laughed at her mistake.

 

    1. In the black
      تلفظ: این دِ بِلک
      معنی: سودده بودن، حساب مثبت
      مثال: The business moved into the black after two difficult years.

 

    1. Black and blue
      تلفظ: بِلک اَند بلو
      معنی: کبود و ورم‌کرده از ضربه
      مثال: He came home black and blue after the accident.

 

    1. Black sheep
      تلفظ: بِلک شیپ
      معنی: فرد نامطلوب یا متفاوت در خانواده یا گروه
      مثال: He has always been the black sheep of the family.

 

    1. Black and white
      تلفظ: بِلک اَند وایت
      معنی: کاملاً واضح و بدون ابهام
      مثال: The instructions are black and white; there is no room for interpretation.

 

    1. Feeling blue
      تلفظ: فیلینگ بلو
      معنی: غمگین و افسرده بودن
      مثال: She has been feeling blue since her best friend moved abroad.

 

    1. Out of the blue
      تلفظ: آوت آو دِ بلو
      معنی: به طور ناگهانی و غیرمنتظره
      مثال: He appeared out of the blue after years of no contact.

 

    1. Once in a blue moon
      تلفظ: وانس این اِ بلو مون
      معنی: بسیار به ندرت، هر از گاهی
      مثال: We eat out once in a blue moon due to our busy schedule.

 

    1. True blue
      تلفظ: ترو بلو
      معنی: وفادار و قابل اعتماد
      مثال: She is a true blue friend who always stands by you.

 

    1. Green with envy
      تلفظ: گرین وید اِنوی
      معنی: به شدت حسود بودن
      مثال: I was green with envy when she showed me her new house.

 

    1. Green thumb
      تلفظ: گرین تامب
      معنی: استعداد و مهارت در باغبانی
      مثال: My aunt has a real green thumb; her plants always thrive.

 

    1. Get the green light
      تلفظ: گِت دِ گرین لایت
      معنی: اجازه یا تأیید گرفتن
      مثال: The manager finally gave us the green light to proceed.

 

    1. The grass is always greener on the other side
      تلفظ: دِ گرَس ایز آلویز گرینِر آن دِ آدِر ساید
      معنی: همیشه جای دیگر بهتر به نظر می‌رسد
      مثال: Many people believe the grass is greener on the other side.

 

    1. Tickled pink
      تلفظ: تیکِلد پینک
      معنی: بسیار خوشحال و ذوق‌زده
      مثال: She was tickled pink when she received the surprise gift.

 

    1. In the pink
      تلفظ: این دِ پینک
      معنی: در اوج سلامتی و سرحالی
      مثال: After the rest, he is back in the pink of health.

 

    1. Yellow-bellied
      تلفظ: یِلو-بِلید
      معنی: ترسو و بزدل
      مثال: He talks big, but he is yellow-bellied when it matters.

 

    1. White lie
      تلفظ: وایت لای
      معنی: دروغ کوچک و بی‌ضرر (مصلحتی)
      مثال: I told a white lie to spare her feelings.

 

    1. White as a sheet
      تلفظ: وایت اَز اِ شیت
      معنی: بسیار رنگ‌پریده (از ترس یا شوک)
      مثال: He went white as a sheet when he heard the bad news.

 

    1. White-collar
      تلفظ: وایت-کالِر
      معنی: شغل اداری و دفتری
      مثال: White-collar workers usually have higher education.

 

    1. Golden opportunity
      تلفظ: گولدن آپِرچونیتی
      معنی: فرصت طلایی و استثنایی
      مثال: This job offer is a golden opportunity for growth.

 

    1. Golden handshake
      تلفظ: گولدن هَندشیک
      معنی: پاداش بزرگ هنگام بازنشستگی یا اخراج
      مثال: He received a generous golden handshake upon retirement.

 

    1. Silver lining
      تلفظ: سیلور لاینینگ
      معنی: جنبه مثبت در موقعیت دشوار
      مثال: Even in failure, there is often a silver lining.

 

    1. Born with a silver spoon in one’s mouth
      تلفظ: بورن وید اِ سیلور اسپون این وانز ماوث
      معنی: با خانواده ثروتمند به دنیا آمدن
      مثال: She was born with a silver spoon in her mouth.

 

    1. Blue-collar
      تلفظ: بلو-کالِر
      معنی: شغل یدی و کارگری
      مثال: Blue-collar jobs often require physical strength.

 

    1. Blue blood
      تلفظ: بلو بلاد
      معنی: از خانواده اشرافی و نجیب‌زاده
      مثال: He comes from blue blood; his family has royal ties.

 

    1. Black market
      تلفظ: بِلک مارکِت
      معنی: بازار سیاه (خرید و فروش غیرقانونی)
      مثال: Some goods are only available on the black market.

 

    1. Black tie event
      تلفظ: بِلک تای اِوِنت
      معنی: مراسم رسمی با لباس شب
      مثال: The gala is a black tie event – formal attire required.

 

    1. Blackout
      تلفظ: بِلک‌آوت
      معنی: قطع کامل برق یا از دست دادن هوشیاری
      مثال: There was a blackout during the storm last night.

 

    1. In the pink of health
      تلفظ: این دِ پینک آو هِلث
      معنی: در عالی‌ترین وضعیت سلامتی
      مثال: After the treatment, she is in the pink of health.

 

    1. Show your true colors
      تلفظ: شو یور ترو کالِرز
      معنی: ماهیت واقعی خود را نشان دادن
      مثال: In difficult times, people show their true colors.

 

    1. With flying colors
      تلفظ: وید فلایینگ کالِرز
      معنی: با موفقیت کامل و درخشان
      مثال: She passed the exam with flying colors.

 

    1. Green around the gills
      تلفظ: گرین اَراوند دِ گیلز
      معنی: بیمار و رنگ‌پریده به نظر رسیدن
      مثال: You look green around the gills – are you feeling ill?

 

    1. Green-eyed monster
      تلفظ: گرین-آید مانستر
      معنی: حسادت (به صورت استعاری)
      مثال: Jealousy is a green-eyed monster that ruins friendships.

 

    1. Yellow journalism
      تلفظ: یِلو جورنالیزم
      معنی: روزنامه‌نگاری زرد و جنجالی
      مثال: Many newspapers today engage in yellow journalism.

 

    1. Yellow streak
      تلفظ: یِلو استریک
      معنی: ترسو بودن، بزدلی
      مثال: He has a yellow streak and avoids confrontation.

 

    1. White elephant
      تلفظ: وایت اِلِفِنت
      معنی: چیز گران‌قیمت و بی‌فایده
      مثال: The large house became a white elephant after the divorce.

 

    1. White as snow
      تلفظ: وایت اَز اسنو
      معنی: کاملاً سفید و پاک
      مثال: Her dress was white as snow on her wedding day.

 

    1. Black day
      تلفظ: بِلک دی
      معنی: روز شوم و بد
      مثال: Yesterday was a black day for our team.

 

    1. Black look
      تلفظ: بِلک لوک
      معنی: نگاه خشمگین و اخمو
      مثال: He gave me a black look when I arrived late.

 

    1. Silver tongue
      تلفظ: سیلور تَنگ
      معنی: زبان‌باز و سخنور ماهر
      مثال: He has a silver tongue and can persuade anyone.

 

    1. Golden rule
      تلفظ: گولدن رول
      معنی: قانون طلایی زندگی
      مثال: The golden rule is to treat others as you wish to be treated.

 

    1. Pink slip
      تلفظ: پینک اسلیپ
      معنی: اخطار اخراج از کار
      مثال: He received his pink slip after the company downsized.

 

  1. Rose-colored glasses
    تلفظ: روز کالِرد گِلَسِز
    معنی: دید خوش‌بینانه و غیرواقعی
    مثال: She sees everything through rose-colored glasses.

 

چگونه این اصطلاحات را به طور مؤثر یاد بگیریم؟

 

  1. هر روز ۵ تا ۱۰ عبارت را انتخاب کنید و در جملات شخصی خود به کار ببرید.
  2. تلفظ را با ابزارهای صوتی معتبر تمرین کنید.
  3. در مکالمات واقعی یا کلاس‌های آموزشی از آن‌ها استفاده نمایید.
  4. لیست را ذخیره کنید و هر هفته مرور داشته باشید.
  5. هنگام تماشای فیلم یا سریال، به این عبارات توجه کنید.

اگر مایل به تمرین عملی این اصطلاحات هستید، دوره‌های مکالمه حضوری و آنلاین آموزشگاه زبان اسلامی گزینه مناسبی خواهد بود.

جمع‌بندی


اصطلاحات مبتنی بر رنگ‌ها یکی از زیباترین و کاربردی‌ترین بخش‌های زبان انگلیسی هستند. تسلط بر آن‌ها نه تنها درک مطلب و مکالمه شما را بهبود می‌بخشد، بلکه باعث می‌شود طبیعی‌تر و روان‌تر صحبت کنید. پیشنهاد می‌کنیم همین امروز چند مورد از این عبارات را در مکالمات روزمره خود به کار ببرید.

اگر سؤالی دارید یا مایل به دریافت نسخه PDF این لیست هستید، لطفاً در بخش نظرات بنویسید یا با ما تماس بگیرید.

تماس با آموزشگاه زبان اسلامی – مشاوره رایگان

قبلی آزمون تعیین سطح زبان انگلیسی آنلاین رایگان + مدرک

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نوشته‌های تازه

  • ۵۰ اصطلاح و عبارت پرکاربرد انگلیسی با رنگ‌ها
  • آزمون تعیین سطح زبان انگلیسی آنلاین رایگان + مدرک
  • باید ها و نباید ها
  • بهترین رمان‌ها برای یادگیری زبان انگلیسی
  • بهترین انیمیشن های بی کلام تاریخ

آخرین دیدگاه‌ها

  1. betso88login در فرق آیلتس آکادمیک با جنرال
  2. third-breakfast در دوره آموزشی Touchstone 1
  3. Ali1SO5 در دوره آموزشی Touchstone 1
  4. nothing در دوره آموزشی Movie
  5. Mr در دوره آموزشی Movie

دسته‌ها

  • آموزشی
  • پادکست
  • دسته‌بندی نشده
  • مقاله
  • ویدیو
آموزشگاه زبان اسلامی
مهارت آموزی حرفه ای با گواهینامه بین المللی

آموزشگاه زبان اسلامی

شرکت در دوره ها
آموزشگاه زبان اسلامی
آموزشگاه زبان های خارجه اسلامی

دنیا یه You can speak English به تو بدهکاره !

  • تهران، احمد آباد مستوفی، خیابان مطهری، پ ۵۶
  • ۰۲۱۵۶۷۱۵۹۴۱

دسترسی سریع

  • جدیدترین دوره ها
  • مسیر های یادگیری
  • به ما بپیوندید
  • مدرسان
  • لیست قیمت ها

کاوش

  • درباره ما
  • رویدادهای آتی
  • آخرین اخبار
  • سوالات متداول
  • تماس با ما

خبرنامه

قبل از دیگران، بروزترین دوره ها را در ایمیل خود دریافت کنید و از اخبار ما مطلع شوید.

© طراحی شده توسط علی همتی

‌

آموزشگاه زبان اسلامی

ویژگی های آموزشگاه ما

آموزش حضوری در تهران
محیطی امن و آرام
اساتید مجرب
تضمین ورود به بازار کار
جلسات انتقال تجربه هنرجویان قبلی
عضویت در آموزشگاه