۱۰۰ ضربالمثل انگلیسی معروف با معنی و معادل فارسی
ضربالمثلها یا Proverbs یکی از جذابترین بخشهای یادگیری زبان انگلیسی هستند. یک ضربالمثل کوتاه گاهی مفهومی را منتقل میکند که برای توضیح آن به چند جمله نیاز داریم. به همین دلیل شناخت ضربالمثلهای انگلیسی علاوه بر افزایش دایره واژگان، به درک بهتر فیلمها، کتابها، گفتگوها و فرهنگ کشورهای انگلیسیزبان کمک میکند.
در این راهنمای آموزشگاه زبان اسلامی، ۱۰۰ مورد از معروفترین و پرکاربردترین ضربالمثلهای انگلیسی را بهصورت موضوعی دستهبندی کردهایم و برای هرکدام معنی و نزدیکترین معادل فارسی را آوردهایم.
یک نکته مهم: هر ضربالمثل انگلیسی الزاماً یک معادل کاملاً یکسان در فارسی ندارد. در چنین مواردی بهجای ساختن یک ترجمه غیرطبیعی، نزدیکترین مفهوم فارسی را نوشتهایم.
۱۰ ضربالمثل انگلیسی معروف در یک نگاه
| English Proverb | معادل یا مفهوم فارسی |
|---|---|
| Actions speak louder than words. | دو صد گفته چون نیم کردار نیست. |
| Better late than never. | ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است. |
| Practice makes perfect. | کار نیکو کردن از پر کردن است. |
| No pain, no gain. | نابرده رنج، گنج میسر نمیشود. |
| Birds of a feather flock together. | کبوتر با کبوتر، باز با باز. |
| Don’t count your chickens before they hatch. | جوجه را آخر پاییز میشمارند. |
| The grass is always greener on the other side. | مرغ همسایه غاز است. |
| Once bitten, twice shy. | مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد. |
| Strike while the iron is hot. | تا تنور داغ است، نان را بچسبان. |
| You reap what you sow. | هر چه بکاری همان را درو میکنی. |
Proverb چیست؟
Proverb به یک جمله کوتاه و شناختهشده گفته میشود که معمولاً تجربه، توصیه یا یک حقیقت عمومی درباره زندگی را بیان میکند.
برای مثال:
Practice makes perfect.
یعنی با تمرین مداوم، مهارت فرد بهتر میشود.
نزدیکترین ضربالمثل فارسی آن:
کار نیکو کردن از پر کردن است.
تفاوت Proverb و Idiom چیست؟
Proverb و Idiom یکسان نیستند.
Proverb معمولاً یک جمله کامل است:
Better late than never.
اما Idiom معمولاً عبارتی است که داخل یک جمله استفاده میشود و معنی آن را نمیتوان همیشه از معنی تکتک کلمات حدس زد:
Break the ice
یعنی «سر صحبت را باز کردن»، نه شکستن واقعی یخ.
برای یادگیری نمونههای بیشتری از Idiomها میتوانید مقاله «۵۰ اصطلاح انگلیسی با رنگها» در آموزشگاه زبان اسلامی را نیز مطالعه کنید.
ضربالمثلهای انگلیسی درباره زندگی
۱. Life is what you make it.
معنی: کیفیت زندگی تا حد زیادی به انتخابها و رفتار خود انسان بستگی دارد.
معادل نزدیک فارسی: زندگی همان چیزی است که خودت میسازی.
۲. You reap what you sow.
معنی: نتیجه کارهای خودمان را خواهیم دید.
معادل فارسی: هر چه بکاری همان را درو میکنی.
۳. Every cloud has a silver lining.
معنی: حتی در شرایط سخت نیز میتوان جنبهای امیدوارکننده پیدا کرد.
معادل نزدیک فارسی: در ناامیدی بسی امید است.
۴. The grass is always greener on the other side.
معنی: شرایط دیگران معمولاً از دور بهتر به نظر میرسد.
معادل فارسی: مرغ همسایه غاز است.
۵. You can’t judge a book by its cover.
معنی: نباید کسی یا چیزی را فقط براساس ظاهر قضاوت کرد.
مفهوم فارسی: از روی ظاهر قضاوت نکن.
۶. All that glitters is not gold.
معنی: هر چیز جذابی الزاماً ارزشمند نیست.
معادل نزدیک فارسی: هر گردی گردو نیست.
۷. Variety is the spice of life.
معنی: تنوع زندگی را جذابتر میکند.
مفهوم فارسی: تنوع، زندگی را شیرینتر میکند.
۸. Nothing lasts forever.
معنی: هیچ شرایطی برای همیشه ادامه پیدا نمیکند.
معادل نزدیک فارسی: هیچ حالی پایدار نیست.
۹. Live and learn.
معنی: انسان در طول زندگی دائماً از تجربههای خود درس میگیرد.
مفهوم فارسی: انسان تا زنده است، میآموزد.
۱۰. It takes all sorts to make a world.
معنی: دنیا از انسانهایی با شخصیتها و دیدگاههای متفاوت تشکیل شده است.
مفهوم فارسی: آدمها با هم متفاوتاند.
ضربالمثلهای انگلیسی درباره موفقیت و تلاش
۱۱. No pain, no gain.
معنی: بدون تلاش و سختی، رسیدن به نتیجه دشوار است.
معادل فارسی: نابرده رنج، گنج میسر نمیشود.
۱۲. Practice makes perfect.
معنی: تکرار و تمرین باعث پیشرفت میشود.
معادل فارسی: کار نیکو کردن از پر کردن است.
۱۳. Where there’s a will, there’s a way.
معنی: اگر اراده وجود داشته باشد، معمولاً راهی هم پیدا میشود.
معادل نزدیک فارسی: خواستن توانستن است.
۱۴. The early bird catches the worm.
معنی: کسی که زودتر اقدام کند شانس بیشتری برای استفاده از فرصت دارد.
معادل نزدیک فارسی: سحرخیز باش تا کامروا باشی.
۱۵. Rome wasn’t built in a day.
معنی: کارهای بزرگ به زمان نیاز دارند.
مفهوم فارسی: یکشبه نمیتوان ره صدساله رفت.
۱۶. Fortune favors the bold.
معنی: افراد جسور معمولاً شانس بیشتری برای دستیابی به فرصتها دارند.
مفهوم فارسی: موفقیت نصیب افراد اهل اقدام میشود.
۱۷. If at first you don’t succeed, try, try again.
معنی: پس از شکست نباید دست از تلاش کشید.
معادل نزدیک فارسی: شکست مقدمه پیروزی است.
۱۸. Slow and steady wins the race.
معنی: پیشرفت آرام اما مداوم میتواند به موفقیت منجر شود.
معادل نزدیک فارسی: رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.
۱۹. Nothing ventured, nothing gained.
معنی: بدون پذیرفتن مقداری ریسک، نمیتوان انتظار دستاورد داشت.
معادل نزدیک فارسی: تا خطر نکنی، سود نمیبری.
۲۰. When the going gets tough, the tough get going.
معنی: افراد مقاوم در شرایط دشوار فعالتر میشوند.
مفهوم فارسی: مرد میدان در سختی شناخته میشود.
ضربالمثلهای انگلیسی درباره زمان و فرصت
۲۱. Time is money.
معنی: زمان ارزشمند است و نباید هدر برود.
معادل فارسی: وقت طلاست.
۲۲. Better late than never.
معنی: انجام دیرهنگام یک کار بهتر از انجامندادن آن است.
معادل فارسی: ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است.
۲۳. Strike while the iron is hot.
معنی: باید در زمان مناسب از فرصت استفاده کرد.
معادل فارسی: تا تنور داغ است، نان را بچسبان.
۲۴. Make hay while the sun shines.
معنی: تا زمانی که شرایط مناسب است از فرصت استفاده کن.
معادل نزدیک فارسی: فرصت را غنیمت شمار.
۲۵. A stitch in time saves nine.
معنی: رسیدگی سریع به یک مشکل از بزرگترشدن آن جلوگیری میکند.
معادل نزدیک فارسی: علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.
۲۶. Time flies.
معنی: زمان بسیار سریع میگذرد.
معادل فارسی: وقت مثل برق و باد میگذرد.
۲۷. There’s no time like the present.
معنی: بهترین زمان برای شروع همین حالا است.
مفهوم فارسی: کار امروز را به فردا میفکن.
۲۸. Time and tide wait for no man.
معنی: زمان منتظر هیچکس نمیماند.
مفهوم فارسی: فرصت از دسترفته بازنمیگردد.
۲۹. All in good time.
معنی: هر چیزی در زمان مناسب خودش اتفاق میافتد.
معادل نزدیک فارسی: هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
۳۰. A watched pot never boils.
معنی: وقتی بیصبرانه منتظر چیزی هستیم، زمان کندتر به نظر میرسد.
معادل دقیق فارسی: ندارد.
ضربالمثلهای انگلیسی درباره تصمیمگیری و احتیاط
۳۱. Look before you leap.
معنی: قبل از انجام کاری به عواقب آن فکر کن.
معادل فارسی: بیگدار به آب نزن.
۳۲. Better safe than sorry.
معنی: احتیاط بهتر از پشیمانی بعدی است.
معادل نزدیک فارسی: احتیاط شرط عقل است.
۳۳. Don’t put all your eggs in one basket.
معنی: تمام سرمایه یا امید خود را روی یک گزینه قرار نده.
مفهوم فارسی: همه چیز را به یک راه وابسته نکن.
۳۴. Don’t count your chickens before they hatch.
معنی: قبل از قطعیشدن نتیجه روی آن حساب نکن.
معادل فارسی: جوجه را آخر پاییز میشمارند.
۳۵. Once bitten, twice shy.
معنی: تجربه بد قبلی باعث احتیاط بیشتر میشود.
معادل فارسی: مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد.
۳۶. Haste makes waste.
معنی: عجله میتواند باعث اشتباه و اتلاف شود.
معادل فارسی: عجله کار شیطان است.
۳۷. Don’t bite off more than you can chew.
معنی: مسئولیتی بیشتر از توان خود قبول نکن.
معادل فارسی: لقمه بزرگتر از دهانت برندار.
۳۸. Two wrongs don’t make a right.
معنی: پاسخدادن به یک کار اشتباه با اشتباهی دیگر، کار را درست نمیکند.
مفهوم فارسی: بدی را با بدی جبران نکن.
۳۹. If it ain’t broke, don’t fix it.
معنی: چیزی را که خوب کار میکند بیدلیل تغییر نده.
معادل دقیق فارسی: ندارد.
۴۰. Don’t put the cart before the horse.
معنی: کارها را به ترتیب درست انجام بده.
معادل نزدیک فارسی: اول چاه را بکن، بعد منار را بدزد.
ضربالمثلهای انگلیسی درباره دوستی و روابط
۴۱. A friend in need is a friend indeed.
معنی: دوست واقعی در زمان سختی مشخص میشود.
معادل فارسی: دوست آن باشد که گیرد دست دوست در پریشانحالی و درماندگی.
۴۲. Birds of a feather flock together.
معنی: افراد شبیه یکدیگر معمولاً با هم معاشرت میکنند.
معادل فارسی: کبوتر با کبوتر، باز با باز.
۴۳. Two heads are better than one.
معنی: همکاری دو نفر میتواند نتیجه بهتری از کار فردی داشته باشد.
معادل نزدیک فارسی: یک دست صدا ندارد.
۴۴. Absence makes the heart grow fonder.
معنی: گاهی دوری باعث افزایش دلتنگی و علاقه میشود.
معادل دقیق فارسی: ندارد.
۴۵. Out of sight, out of mind.
معنی: افراد یا چیزهایی که برای مدت طولانی نمیبینیم ممکن است کمکم فراموش شوند.
معادل فارسی: از دل برود هر آنکه از دیده برفت.
۴۶. Familiarity breeds contempt.
معنی: آشنایی بیشازحد گاهی باعث کاهش احترام میشود.
معادل دقیق فارسی: ندارد.
۴۷. A man is known by the company he keeps.
معنی: دوستان و اطرافیان فرد میتوانند نشانهای از شخصیت او باشند.
معادل نزدیک فارسی: بگو با که میگردی تا بگویم که هستی.
۴۸. Keep your friends close and your enemies closer.
معنی: شناخت و زیرنظر داشتن رقیبان نیز اهمیت دارد.
معادل دقیق فارسی: ندارد.
۴۹. Good fences make good neighbors.
معنی: رعایت مرزها و حریمها به حفظ روابط خوب کمک میکند.
معادل نزدیک فارسی: دوری و دوستی.
۵۰. One good turn deserves another.
معنی: خوبی را بهتر است با خوبی پاسخ داد.
معادل نزدیک فارسی: خوبی کن، خوبی ببین.
ضربالمثلهای انگلیسی درباره پول و کار
۵۱. Money doesn’t grow on trees.
معنی: پول بهآسانی به دست نمیآید.
مفهوم فارسی: پول علف خرس نیست.
۵۲. A penny saved is a penny earned.
معنی: صرفهجویی نیز مانند کسب درآمد ارزشمند است.
معادل دقیق فارسی: ندارد.
۵۳. Easy come, easy go.
معنی: چیزی که آسان به دست بیاید ممکن است آسان هم از دست برود.
معادل فارسی: بادآورده را باد میبرد.
۵۴. You get what you pay for.
معنی: کیفیت چیزی معمولاً با هزینهای که برای آن میکنید ارتباط دارد.
معادل فارسی: هر چقدر پول بدهی، همانقدر آش میخوری.
۵۵. Business is business.
معنی: روابط شخصی نباید مانع مسائل مالی و کاری شوند.
معادل فارسی: حساب حساب است، کاکا برادر.
۵۶. Time is money.
معنی: وقت یک منبع ارزشمند است.
معادل فارسی: وقت طلاست.
۵۷. A fool and his money are soon parted.
معنی: فرد بیفکر معمولاً پول خود را سریع از دست میدهد.
معادل دقیق فارسی: ندارد.
۵۸. Penny wise, pound foolish.
معنی: صرفهجویی در موارد کوچک همراه با ضرر بزرگ در موارد مهم.
معادل نزدیک فارسی: از این طرف میگیرد و از آن طرف میبازد.
۵۹. Don’t put all your eggs in one basket.
معنی: سرمایه و منابع خود را فقط روی یک گزینه متمرکز نکن.
مفهوم فارسی: همه سرمایهات را یکجا نگذار.
۶۰. The best things in life are free.
معنی: بسیاری از ارزشمندترین چیزهای زندگی با پول خریدنی نیستند.
معادل دقیق فارسی: ندارد.
ضربالمثلهای انگلیسی درباره دانش و یادگیری
۶۱. Knowledge is power.
معنی: دانستن باعث افزایش توانایی انسان میشود.
معادل فارسی: دانایی توانایی است.
۶۲. Practice makes perfect.
معنی: تمرین مداوم مهارت را افزایش میدهد.
معادل فارسی: کار نیکو کردن از پر کردن است.
۶۳. You live and learn.
معنی: انسان در تمام طول زندگی چیزهای جدید یاد میگیرد.
مفهوم فارسی: انسان تا زنده است، میآموزد.
۶۴. Experience is the best teacher.
معنی: تجربه یکی از بهترین راههای یادگیری است.
معادل نزدیک فارسی: تجربه بالاتر از علم است.
۶۵. You learn from your mistakes.
معنی: اشتباهات میتوانند فرصت یادگیری باشند.
معادل نزدیک فارسی: انسان از اشتباهاتش درس میگیرد.
۶۶. A little knowledge is a dangerous thing.
معنی: دانش ناقص گاهی باعث تصمیمهای نادرست میشود.
معادل نزدیک فارسی: نیمچهدانش گاهی از نادانی خطرناکتر است.
۶۷. There is no royal road to learning.
معنی: برای یادگیری واقعی میانبر جادویی وجود ندارد.
معادل نزدیک فارسی: ره صدساله را نمیتوان یکشبه رفت.
۶۸. Never too old to learn.
معنی: برای یادگیری هیچوقت دیر نیست.
مفهوم فارسی: ز گهواره تا گور دانش بجوی.
۶۹. Example is better than precept.
معنی: الگوی عملی از نصیحت تأثیر بیشتری دارد.
معادل نزدیک فارسی: به عمل کار برآید.
۷۰. Actions speak louder than words.
معنی: رفتار انسان مهمتر از ادعاهای اوست.
معادل فارسی: دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
ضربالمثلهای انگلیسی درباره رفتار و شخصیت
۷۱. Honesty is the best policy.
معنی: راستگویی معمولاً بهترین انتخاب است.
معادل نزدیک فارسی: راستی، رستگاری است.
۷۲. Pride comes before a fall.
معنی: غرور بیشازحد میتواند موجب شکست شود.
معادل فارسی: فواره چون بلند شود سرنگون شود.
۷۳. Still waters run deep.
معنی: افراد آرام ممکن است افکار و شخصیت عمیقی داشته باشند.
معادل نزدیک فارسی: آبهای آرام عمیقاند.
۷۴. Empty vessels make the most noise.
معنی: گاهی افراد کمدانش بیشتر از دیگران ادعا میکنند.
معادل نزدیک فارسی: طبل توخالی صدایش بیشتر است.
۷۵. Actions speak louder than words.
معنی: عمل نشاندهنده واقعی شخصیت انسان است.
معادل فارسی: به عمل کار برآید، به سخندانی نیست.
۷۶. Curiosity killed the cat.
معنی: کنجکاوی بیشازحد ممکن است دردسر ایجاد کند.
معادل نزدیک فارسی: فضولی موقوف!
۷۷. Silence is golden.
معنی: گاهی سکوت بهتر از حرفزدن است.
معادل فارسی: سکوت طلاست.
۷۸. Clothes do not make the man.
معنی: ارزش انسان را نباید براساس ظاهر و لباس تعیین کرد.
معادل نزدیک فارسی: آدمی به لباس نیست.
۷۹. Nobody is perfect.
معنی: هیچ انسانی بدون نقص نیست.
معادل نزدیک فارسی: گل بیخار نیست.
۸۰. To err is human.
معنی: اشتباهکردن بخشی طبیعی از انسانبودن است.
معادل فارسی: انسان جایزالخطاست.
ضربالمثلهای انگلیسی درباره امید و سختی
۸۱. Every cloud has a silver lining.
معنی: در هر شرایط دشواری میتوان نکتهای امیدوارکننده پیدا کرد.
معادل فارسی: در ناامیدی بسی امید است.
۸۲. The darkest hour is just before the dawn.
معنی: سختترین لحظه ممکن است درست قبل از بهترشدن شرایط باشد.
معادل فارسی: پایان شب سیه سپید است.
۸۳. This too shall pass.
معنی: شرایط سخت نیز دائمی نیست.
معادل فارسی: این نیز بگذرد.
۸۴. Hope for the best, prepare for the worst.
معنی: امیدوار باش، اما برای شرایط دشوار نیز آماده باش.
معادل دقیق فارسی: ندارد.
۸۵. After rain comes sunshine.
معنی: بعد از روزهای سخت، روزهای بهتر میرسند.
معادل نزدیک فارسی: بعد از هر سختی آسانی است.
۸۶. When one door closes, another opens.
معنی: از دستدادن یک فرصت میتواند زمینه فرصت دیگری شود.
معادل نزدیک فارسی: خدا گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری.
۸۷. What doesn’t kill you makes you stronger.
معنی: تجربه دشوار میتواند فرد را مقاومتر کند.
مفهوم فارسی: سختی انسان را آبدیده میکند.
۸۸. Good things come to those who wait.
معنی: صبر میتواند نتیجه خوبی داشته باشد.
معادل نزدیک فارسی: گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی.
۸۹. Tomorrow is another day.
معنی: فردا فرصت تازهای برای شروع دوباره است.
معادل نزدیک فارسی: فردا روز دیگری است.
۹۰. Where there’s life, there’s hope.
معنی: تا زمانی که زندگی هست، امید نیز وجود دارد.
معادل فارسی: تا جان در بدن است، امید هست.
ضربالمثلهای انگلیسی درباره خانواده و جامعه
۹۱. Like father, like son.
معنی: فرزند اغلب ویژگیهایی شبیه پدر خود دارد.
معادل نزدیک فارسی: پسر کو ندارد نشان از پدر، تو بیگانه خوانش مخوانش پسر.
۹۲. The apple doesn’t fall far from the tree.
معنی: فرزندان معمولاً ویژگیهایی شبیه والدین خود دارند.
معادل نزدیک فارسی: از کوزه همان برون تراود که در اوست.
۹۳. Blood is thicker than water.
معنی: پیوندهای خانوادگی معمولاً بسیار قدرتمند تلقی میشوند.
معادل دقیق فارسی: ندارد.
۹۴. Charity begins at home.
معنی: مسئولیت و کمککردن را باید از نزدیکترین افراد آغاز کرد.
معادل نزدیک فارسی: چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است.
۹۵. It takes a village to raise a child.
معنی: تربیت کودک فقط مسئولیت والدین نیست و جامعه نیز نقش دارد.
معادل دقیق فارسی: ندارد.
۹۶. United we stand, divided we fall.
معنی: اتحاد باعث قدرت و اختلاف موجب ضعف میشود.
معادل فارسی: یک دست صدا ندارد.
۹۷. When in Rome, do as the Romans do.
معنی: هنگام حضور در یک فرهنگ یا محیط جدید، بهتر است آداب آنجا را رعایت کرد.
معادل فارسی: خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو.
۹۸. Too many cooks spoil the broth.
معنی: دخالت افراد زیاد در یک کار میتواند نتیجه را خراب کند.
معادل فارسی: آشپز که دوتا شد، آش یا شور میشود یا بینمک.
۹۹. One hand washes the other.
معنی: همکاری و کمک متقابل برای هر دو طرف مفید است.
معادل نزدیک فارسی: دست، دست را میشوید.
۱۰۰. Many hands make light work.
معنی: وقتی چند نفر با هم همکاری میکنند، انجام کار آسانتر میشود.
معادل نزدیک فارسی: یک دست صدا ندارد.
چگونه ضربالمثلهای انگلیسی را بهتر یاد بگیریم؟
خواندن ۱۰۰ ضربالمثل در یک روز به معنی یادگرفتن آنها نیست. بهتر است هر بار چند مورد را انتخاب کنید و آنها را در موقعیت واقعی یاد بگیرید.
۱. مفهوم را یاد بگیرید، نه ترجمه کلمهبهکلمه
برای مثال:
Don’t count your chickens before they hatch.
اگر آن را کلمهبهکلمه ترجمه کنید، فقط درباره جوجهها صحبت میکند! اما مفهوم اصلی آن این است که قبل از قطعیشدن یک نتیجه، نباید روی آن حساب کنیم.
۲. معادل فارسی را کنار آن یاد بگیرید
وجود یک ضربالمثل آشنا در فارسی باعث میشود مفهوم انگلیسی خیلی راحتتر در ذهن بماند.
مثلاً:
Birds of a feather flock together.
کبوتر با کبوتر، باز با باز.
۳. برای هر Proverb یک موقعیت بسازید
فرض کنید دوستی بدون اعلام نتیجه قطعی یک مسابقه، برای جایزهاش برنامهریزی کرده است.
میتوانید بگویید:
Don’t count your chickens before they hatch.
۴. ضربالمثلها را در فیلم و سریال پیدا کنید
دیدن یک عبارت در موقعیت واقعی معمولاً بسیار مؤثرتر از حفظکردن آن از روی فهرست است. اگر به این روش علاقه دارید، راهنمای یادگیری زبان انگلیسی با فیلم در آموزشگاه زبان اسلامی را نیز مطالعه کنید.
۵. همه ۱۰۰ مورد را مجبور نیستید در مکالمه استفاده کنید
هدف اصلی، ابتدا شناخت و درک ضربالمثلها است. بعضی proverbها بیشتر در نوشتهها یا موقعیتهای خاص دیده میشوند. استفاده بیشازحد از ضربالمثل نیز میتواند مکالمه را غیرطبیعی کند.
چند ضربالمثل انگلیسی کوتاه و ساده
اگر تازه شروع کردهاید، ابتدا این موارد را یاد بگیرید:
Time is money.
Practice makes perfect.
Better late than never.
Easy come, easy go.
Knowledge is power.
Silence is golden.
No pain, no gain.
Life goes on.
Nobody is perfect.
Actions speak louder than words.
سوالات متداول درباره ضربالمثلهای انگلیسی
ضربالمثل به انگلیسی چه میشود؟
کلمه Proverb به معنی ضربالمثل است و شکل جمع آن Proverbs است.
تفاوت Idiom و Proverb چیست؟
Proverb معمولاً یک جمله کامل است که توصیه یا تجربهای عمومی را بیان میکند؛ اما Idiom یک عبارت ثابت با معنی اصطلاحی است و اغلب بخشی از جمله محسوب میشود.
معروفترین ضربالمثلهای انگلیسی کداماند؟
عبارتهایی مانند Actions speak louder than words، Better late than never، Practice makes perfect، No pain no gain و Don’t judge a book by its cover از شناختهشدهترین ضربالمثلهای انگلیسی هستند.
آیا هر ضربالمثل انگلیسی معادل فارسی دارد؟
خیر. بعضی ضربالمثلها معادل بسیار نزدیک فارسی دارند، اما برای بعضی دیگر فقط میتوان مفهوم فارسی ارائه کرد. ترجمه تحتاللفظی همیشه معادل ضربالمثل نیست.
بهترین روش حفظکردن ضربالمثل انگلیسی چیست؟
بهتر است هر proverb را همراه با مفهوم، یک مثال و موقعیت واقعی یاد بگیرید. یادگیری موضوعی نیز از حفظکردن یک فهرست طولانی مؤثرتر است.
آیا استفاده از ضربالمثل باعث بهترشدن مکالمه انگلیسی میشود؟
شناخت proverbها میتواند درک مکالمات و فرهنگ انگلیسیزبانان را بهتر کند. بااینحال بهتر است فقط در موقعیتی از آنها استفاده کنید که طبیعی و مرتبط باشند.
چند ضربالمثل انگلیسی در روز یاد بگیریم؟
عدد ثابتی وجود ندارد. برای بسیاری از زبانآموزان یادگیری چند مورد همراه با مثال و مرور، مفیدتر از حفظ تعداد زیادی عبارت در یک جلسه است.
آیا Proverb و Quote یکسان هستند؟
خیر. Proverb معمولاً یک گفته عمومی و شناختهشده است، اما Quote یا نقلقول معمولاً به فرد یا منبع مشخصی نسبت داده میشود.
جمعبندی
یادگیری ضربالمثلهای انگلیسی فقط حفظکردن چند جمله زیبا نیست. Proverbs بخشی از زبان و فرهنگ هستند و شناخت آنها کمک میکند معنی گفتگوها، فیلمها، کتابها و متنهای انگلیسی را بهتر درک کنید.
در این مجموعه ۱۰۰ ضربالمثل انگلیسی با معنی و معادل فارسی را بررسی کردیم؛ از ضربالمثلهای مربوط به زندگی و موفقیت گرفته تا زمان، دوستی، پول، خانواده و یادگیری.
پیشنهاد میکنیم ابتدا ۱۰ تا ۲۰ موردی را انتخاب کنید که بیشتر به زندگی و مکالمات شما مربوط هستند، برای هرکدام یک مثال بسازید و سپس بهتدریج سراغ دستههای دیگر بروید.
دیدگاهتان را بنویسید