جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • وبلاگ
    • آموزشی
    • پادکست
    • ویدیو
  • دوره ها
    • کلاس زبان انگلیسی حضوری
    • انگلیسی
    • آلمانی
    • ترکی
    • فرانسوی
    • چرتکه
    • کلاس هنر
    • سایر
  • منابع
    • کتب زبان انگلیسی
    • نمونه سوالات انگلیسی
    • گالری آموزشگاه اسلامی
    • ویدیوهای کتاب Teeny Tiny
    • یادگیری زبان انگلیسی با فیلم
  • تماس با ما
شروع ثبت نام دوره Discussion آموزشگاه اسلامی
فرصت تکرار نشدنی ! ثبت نام در دوره دیسکاشن
روزها
ساعت
دقیقه
ثانیه
ثبت نام تمام شد
مشاهده دوره
آموزشگاه زبان اسلامی
ورود
[suncode_otp_login_form]
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
عضویت
[suncode_otp_registration_form]
آموزشگاه زبان اسلامی
  • خانه
  • وبلاگ
    • آموزشی
    • پادکست
    • ویدیو
  • دوره ها
    • کلاس زبان انگلیسی حضوری
    • انگلیسی
    • آلمانی
    • ترکی
    • فرانسوی
    • چرتکه
    • کلاس هنر
    • سایر
  • منابع
    • کتب زبان انگلیسی
    • نمونه سوالات انگلیسی
    • گالری آموزشگاه اسلامی
    • ویدیوهای کتاب Teeny Tiny
    • یادگیری زبان انگلیسی با فیلم
  • تماس با ما
شروع کنید
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید
0

وبلاگ

آموزشگاه زبان اسلامی > وبلاگ > دسته‌بندی نشده > اصطلاحات فوتبالی به انگلیسی؛ بیش از ۷۰ واژه و عبارت با معنی و مثال

اصطلاحات فوتبالی به انگلیسی؛ بیش از ۷۰ واژه و عبارت با معنی و مثال

7 شهریور 1405
ارسال شده توسط Eslami Bafa
دسته‌بندی نشده
اصطلاحات فوتبالی به انگلیسی

برای تماشای فوتبال به زبان انگلیسی، خواندن اخبار ورزشی یا صحبت‌کردن درباره تیم محبوبتان، فقط دانستن کلماتی مانند football و goal کافی نیست. گزارشگران و هواداران از عبارت‌هایی مثل clean sheet، hat-trick، equalizer، park the bus و against the run of play استفاده می‌کنند که ممکن است ترجمه مستقیم آن‌ها معنای واقعی را نشان ندهد.

 

در این مقاله، مهم‌ترین لغات و اصطلاحات فوتبالی به انگلیسی را همراه با معنی فارسی و مثال یاد می‌گیریم؛ از نام قسمت‌های زمین و پست بازیکنان تا قوانین، گزارشگری مسابقه و مکالمه میان هواداران.

 

پرکاربردترین اصطلاحات فوتبالی به انگلیسی

 

اگر می‌خواهید ابتدا مهم‌ترین عبارت‌ها را یاد بگیرید، از این جدول شروع کنید:

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسی
Score a goalگل‌زدنOur striker scored a brilliant goal.
Concede a goalگل‌خوردنThe team conceded two goals.
Make a saveمهارکردن توپThe goalkeeper made an excellent save.
Assistپاس گلHe provided two assists.
Take the leadپیش افتادنBarcelona took the lead in the first half.
Equalizeمساوی‌کردن نتیجهThey equalized in the final minute.
Clean sheetبازی بدون گل خوردهThe goalkeeper kept a clean sheet.
Hat-trickزدن سه گل در یک مسابقهThe striker scored a hat-trick.
Own goalگل‌به‌خودیThe defender scored an own goal.
Free kickضربه آزادThey scored from a free kick.
Penalty kickضربه پنالتیThe referee awarded a penalty kick.
Corner kickضربه کرنرWe won three corner kicks.
OffsideآفسایدThe goal was ruled out for offside.
Yellow cardکارت زردThe defender received a yellow card.
Red cardکارت قرمزHe was shown a red card.
Be sent offاخراج‌شدنTheir captain was sent off.
Added timeوقت تلف‌شدهThey scored in added time.
Extra timeوقت اضافه مسابقات حذفیThe match went into extra time.
Penalty shoot-outضربات پنالتی تعیین‌کنندهThey won the penalty shoot-out.
VARکمک‌داور ویدئوییVAR reviewed the incident.

تفاوت Football و Soccer چیست؟

 

هر دو کلمه می‌توانند به ورزش فوتبال اشاره کنند؛ اما کاربردشان در کشورهای مختلف متفاوت است.

در انگلیسی بریتانیایی معمولاً از football استفاده می‌شود:

Football is the most popular sport in my country.

 

فوتبال محبوب‌ترین ورزش در کشور من است.

در آمریکا و کانادا، برای اینکه این ورزش با American football اشتباه گرفته نشود، کلمه soccer رایج‌تر است:

My brother plays soccer at school.

برادرم در مدرسه فوتبال بازی می‌کند.

 

بنابراین اگر مسابقات انگلیس، لیگ قهرمانان یا جام جهانی را دنبال می‌کنید، احتمالاً کلمه football را بیشتر می‌شنوید.

 

لغات مربوط به زمین فوتبال

 

کلمه انگلیسیمعنی فارسی
Pitchزمین فوتبال
Fieldزمین بازی؛ رایج‌تر در انگلیسی آمریکایی
Goalدروازه یا گل
Netتور دروازه
Goalpostتیر عمودی دروازه
Crossbarتیر افقی دروازه
Penalty area / Penalty boxمحوطه جریمه
Six-yard boxمحوطه شش‌قدم
Centre circleدایره وسط زمین
Halfway lineخط میانی زمین
Touchlineخط طولی زمین
Goal lineخط عرضی کنار دروازه
Corner flagپرچم کرنر
Dugoutمحل نشستن مربیان و بازیکنان ذخیره
Benchنیمکت ذخیره‌ها
Standsسکوهای تماشاگران

مثال:

The manager was standing near the dugout.

مربی نزدیک نیمکت تیم ایستاده بود.

The ball hit the crossbar and went out.

توپ به تیر افقی دروازه برخورد کرد و بیرون رفت.

 

برای تمرین تصویری بعضی از این واژه‌ها می‌توانید بخش آموزشی Football Vocabulary در British Council را نیز ببینید.

 

پست بازیکنان فوتبال به انگلیسی

 

پست بازیکنان فوتبال به انگلیسی

 

Goalkeeper

Goalkeeper یعنی دروازه‌بان. شکل کوتاه‌تر آن keeper است و در گزارش‌های ورزشی زیاد شنیده می‌شود.

The goalkeeper saved the penalty.

دروازه‌بان ضربه پنالتی را مهار کرد.

 

Defender

Defender به بازیکن مدافع گفته می‌شود.

The defender cleared the ball.

مدافع توپ را دور کرد.

 

Centre-back

Centre-back یا center-back یعنی مدافع میانی.

They signed a new centre-back.

آن‌ها یک مدافع میانی جدید به خدمت گرفتند.

 

Full-back

Full-back مدافعی است که معمولاً در سمت چپ یا راست خط دفاع بازی می‌کند.

The right-back joined the attack.

مدافع راست به حمله اضافه شد.

 

Wing-back

Wing-back بازیکنی است که وظایف دفاعی و هجومی را در کناره زمین انجام می‌دهد.

The wing-back delivered a dangerous cross.

مدافع کناری یک ارسال خطرناک انجام داد.

 

Midfielder

Midfielder یعنی هافبک؛ بازیکنی که معمولاً میان خط دفاع و حمله بازی می‌کند.

The midfielder controlled the game.

هافبک جریان بازی را کنترل کرد.

 

Winger

Winger بازیکن کناری و هجومی است.

The winger dribbled past two defenders.

بازیکن کناری از دو مدافع عبور کرد.

 

Striker و Forward

هر دو کلمه به بازیکنان هجومی اشاره می‌کنند. Striker معمولاً مهاجمی است که وظیفه اصلی او گل‌زدن است؛ اما forward معنای گسترده‌تری دارد و می‌تواند به بازیکنان خط حمله گفته شود.

The striker scored twice.

مهاجم دو گل زد.

 

Captain

Captain یعنی کاپیتان تیم.

The captain spoke to the referee.

کاپیتان با داور صحبت کرد.

 

Substitute

Substitute یا به‌صورت کوتاه sub یعنی بازیکن ذخیره یا بازیکنی که به‌عنوان تعویض وارد زمین می‌شود.

The substitute scored with his first touch.

بازیکن تعویضی با اولین لمس توپ خود گل زد.

 

افعال و عبارت‌های مهم در جریان مسابقه

 

Kick off

Kick off به معنای آغازکردن مسابقه یا نیمه بازی است. شکل اسمی آن kick-off نوشته می‌شود.

The match kicks off at 8 p.m.

مسابقه ساعت ۸ شب آغاز می‌شود.

 

Pass the ball

یعنی توپ را پاس‌دادن.

Pass the ball to the winger.

توپ را به بازیکن کناری پاس بده.

 

Through ball

پاسی است که از میان یا پشت خط دفاع برای بازیکن مهاجم ارسال می‌شود.

The midfielder played a perfect through ball.

هافبک یک پاس عمقی عالی ارسال کرد.

 

Cross the ball

یعنی ارسال توپ از کنار زمین به داخل محوطه جریمه.

He crossed the ball into the penalty area.

او توپ را به داخل محوطه جریمه ارسال کرد.

 

Dribble

Dribble یعنی حرکت‌کردن با توپ و عبور از بازیکن حریف.

She dribbled past the defender.

او با دریبل از مدافع عبور کرد.

 

Tackle

Tackle یعنی تلاش برای گرفتن توپ از بازیکن حریف. هر تکلی الزاماً خطا نیست.

That was a perfectly timed tackle.

آن یک تکل کاملاً به‌موقع بود.

 

Header

Header یعنی ضربه سر.

He scored with a powerful header.

او با یک ضربه سر قدرتمند گل زد.

 

Shoot

Shoot فعل و shot اسم است.

Why didn’t you shoot?

چرا شوت نکردی؟

His shot went wide.

شوت او از کنار دروازه بیرون رفت.

 

Score a goal

عبارت score a goal یعنی گل‌زدن.

Our team scored three goals.

تیم ما سه گل زد.

 

Provide an assist

یعنی دادن پاس گل.

The winger provided the assist.

بازیکن کناری پاس گل را ارسال کرد.

 

Make a save

این عبارت برای مهار توپ توسط دروازه‌بان استفاده می‌شود.

The keeper made a fantastic save.

دروازه‌بان یک مهار فوق‌العاده انجام داد.

 

Clear the ball

یعنی دورکردن توپ از منطقه خطر.

The defender cleared the ball off the line.

مدافع توپ را از روی خط دروازه دور کرد.

 

Intercept a pass

یعنی قطع‌کردن پاس حریف.

The midfielder intercepted the pass.

هافبک پاس را قطع کرد.

 

Mark a player

یعنی مراقبت و یارگیری بازیکن حریف.

The defender was marking the striker closely.

مدافع مهاجم را به‌شدت یارگیری کرده بود.

 

Concede a goal

Concede a goal یعنی گل‌خوردن.

The team has not conceded a goal in three matches.

این تیم در سه مسابقه گل نخورده است.

 

Equalize

Equalize یعنی مساوی‌کردن نتیجه. اسم آن equalizer است و به گل مساوی گفته می‌شود.

They equalized in the 89th minute.

آن‌ها در دقیقه ۸۹ بازی را مساوی کردند.

He scored a late equalizer.

او در دقایق پایانی گل مساوی را زد.

 

اصطلاحات قوانین و داوری فوتبال

 

Foul

Foul یعنی خطا.

The referee gave a foul against the defender.

داور خطای مدافع را اعلام کرد.

 

Free kick

Free kick یعنی ضربه آزاد.

They scored directly from a free kick.

آن‌ها مستقیماً از روی ضربه آزاد گل زدند.

 

Penalty kick

Penalty kick یا به‌صورت کوتاه penalty یعنی ضربه پنالتی.

The referee awarded a penalty.

داور یک ضربه پنالتی اعلام کرد.

 

Corner kick

Corner kick یا corner همان ضربه کرنر است.

The goalkeeper pushed the ball out for a corner.

دروازه‌بان توپ را دفع کرد و توپ به کرنر رفت.

 

Goal kick

Goal kick یعنی ضربه دروازه.

The ball went out for a goal kick.

توپ بیرون رفت و ضربه دروازه اعلام شد.

 

Throw-in

Throw-in یعنی پرتاب اوت.

The referee awarded a throw-in to the home team.

داور پرتاب اوت را به تیم میزبان داد.

 

Offside

Offside یعنی آفساید.

The striker was caught offside.

مهاجم در موقعیت آفساید قرار گرفت.

 

Handball

Handball یعنی برخورد غیرمجاز دست یا بازوی بازیکن با توپ.

The referee gave a penalty for handball.

داور به‌دلیل خطای هند پنالتی اعلام کرد.

 

Yellow card

Yellow card یعنی کارت زرد یا اخطار.

He received a yellow card for the tackle.

او به‌خاطر آن تکل کارت زرد گرفت.

 

Be booked

Be booked نیز به معنی اخطارگرفتن و ثبت کارت زرد برای بازیکن است.

The midfielder was booked in the first half.

هافبک در نیمه اول کارت زرد گرفت.

 

Red card و be sent off

Red card یعنی کارت قرمز و be sent off یعنی اخراج‌شدن.

The defender was sent off for a serious foul.

مدافع به‌دلیل یک خطای شدید اخراج شد.

 

VAR

VAR مخفف Video Assistant Referee و به معنی کمک‌داور ویدئویی است.

VAR checked the goal for offside.

کمک‌داور ویدئویی گل را از نظر آفساید بررسی کرد.

 

تعریف رسمی اصطلاحات داوری و قوانین مسابقه در واژه‌نامه رسمی IFAB قابل‌مشاهده است.

 

تفاوت Added time و Extra time

 

این دو عبارت گاهی به‌اشتباه یکسان ترجمه می‌شوند؛ اما کاربرد متفاوتی دارند.

 

Added time

Added time یا stoppage time دقایقی است که به‌دلیل تعویض‌ها، مصدومیت‌ها، شادی پس از گل یا توقف‌های دیگر به انتهای هر نیمه اضافه می‌شود.

The referee added six minutes of stoppage time.

داور شش دقیقه وقت تلف‌شده اعلام کرد.

 

Extra time

Extra time زمان اضافی یک مسابقه حذفی است که پس از مساوی‌شدن بازی در وقت قانونی برگزار می‌شود؛ البته اگر قوانین آن رقابت چنین چیزی را تعیین کرده باشد.

The match went into extra time.

بازی به وقت اضافه رفت.

براساس توضیح رسمی قانون هفتم IFAB، additional time برای جبران زمان ازدست‌رفته در پایان نیمه‌ها محاسبه می‌شود. بنابراین این اصطلاح با extra time تفاوت دارد.

 

اصطلاحات رایج گزارشگری فوتبال

 

Take the lead

یعنی از حریف پیش افتادن.

The home team took the lead after ten minutes.

تیم میزبان پس از ده دقیقه پیش افتاد.

 

Double the lead

یعنی اختلاف را به دو گل افزایش‌دادن.

They doubled their lead in the second half.

آن‌ها در نیمه دوم اختلاف را به دو گل رساندند.

 

Level the score

یعنی نتیجه را مساوی‌کردن.

The striker levelled the score with a header.

مهاجم با ضربه سر نتیجه را مساوی کرد.

 

Clean sheet

وقتی تیمی در یک مسابقه هیچ گلی دریافت نمی‌کند، می‌گوییم clean sheet داشته است.

The goalkeeper kept another clean sheet.

دروازه‌بان یک بازی دیگر را بدون گل خورده به پایان رساند.

عبارت keep a clean sheet از ترکیب‌های طبیعی این اصطلاح است.

 

Hat-trick

Hat-trick یعنی یک بازیکن در یک مسابقه سه گل بزند.

She completed her hat-trick in the second half.

او در نیمه دوم هت‌تریک خود را کامل کرد.

 

Brace

در فوتبال، brace یعنی دو گل توسط یک بازیکن در یک مسابقه.

The forward scored a brace.

مهاجم دو گل به ثمر رساند.

 

Own goal

Own goal یعنی گل‌به‌خودی.

The ball went in after an own goal.

توپ پس از یک گل‌به‌خودی وارد دروازه شد.

 

Comeback

Comeback زمانی است که تیمی پس از عقب‌افتادن، نتیجه را مساوی کند یا برنده شود.

What an incredible comeback!

چه بازگشت فوق‌العاده‌ای!

 

Counterattack

Counterattack یعنی ضدحمله.

They scored on the counterattack.

آن‌ها روی یک ضدحمله گل زدند.

 

Hit the woodwork

Woodwork در فوتبال به تیرهای عمودی و افقی دروازه اشاره می‌کند. Hit the woodwork یعنی توپ به تیر دروازه برخورد کند.

His shot hit the woodwork.

شوت او به تیر دروازه برخورد کرد.

 

Miss a sitter

Sitter یک فرصت بسیار آسان برای گل‌زدن است. Miss a sitter یعنی ازدست‌دادن یک موقعیت تقریباً حتمی.

He missed an absolute sitter.

او یک فرصت گل بسیار آسان را از دست داد.

 

Find the top corner

یعنی زدن توپ به گوشه بالای دروازه.

Her shot found the top corner.

شوت او وارد گوشه بالای دروازه شد.

 

Tap-in

Tap-in گلی است که معمولاً از فاصله بسیار نزدیک و با یک ضربه ساده زده می‌شود.

The striker scored a simple tap-in.

مهاجم با یک ضربه ساده از فاصله نزدیک گل زد.

 

Volley

Volley یعنی ضربه‌زدن به توپ پیش از برخورد آن با زمین.

He scored with a stunning volley.

او با یک ضربه والی تماشایی گل زد.

 

Bicycle kick

Bicycle kick یا overhead kick به ضربه برگردان گفته می‌شود.

The forward attempted a bicycle kick.

مهاجم تلاش کرد ضربه برگردان بزند.

 

End-to-end

یک مسابقه end-to-end بازی‌ای است که در آن هر دو تیم سریع و پی‌درپی حمله می‌کنند.

It was an exciting end-to-end match.

این یک مسابقه هیجان‌انگیز و پر از حملات دو طرف بود.

 

Against the run of play

وقتی تیمی برخلاف جریان مسابقه و در شرایطی که تیم برتر نبوده گل می‌زند، از این عبارت استفاده می‌شود.

They scored against the run of play.

آن‌ها برخلاف جریان بازی گل زدند.

 

Clinical finish

Clinical finish یعنی ضربه نهایی بسیار دقیق و مؤثر.

That was a clinical finish from the striker.

این یک ضربه نهایی دقیق از سوی مهاجم بود.

 

Park the bus

این اصطلاح غیررسمی زمانی استفاده می‌شود که یک تیم با تعداد زیادی بازیکن دفاع کند و فضای بسیار کمی به حریف بدهد.

They parked the bus after taking the lead.

آن‌ها پس از پیش‌افتادن کاملاً دفاعی بازی کردند.

 

Man of the match

Man of the match به بهترین بازیکن مسابقه گفته می‌شود. در بعضی رقابت‌ها از عبارت‌های player of the match یا player of the game نیز استفاده می‌شود.

The goalkeeper was named player of the match.

دروازه‌بان به‌عنوان بهترین بازیکن مسابقه انتخاب شد.

 

اصطلاحات مربوط به مسابقات و جدول لیگ

 

اصطلاحمعنی فارسی
Fixtureمسابقه برنامه‌ریزی‌شده
Home matchبازی خانگی
Away matchبازی خارج از خانه
Derbyمسابقه میان دو رقیب محلی یا سنتی
League tableجدول لیگ
Pointsامتیازها
Goal differenceتفاضل گل
Group stageمرحله گروهی
Knockout stageمرحله حذفی
First legبازی رفت
Second legبازی برگشت
Aggregate scoreنتیجه مجموع دو مسابقه
Finalفینال
Semi-finalنیمه‌نهایی
Quarter-finalیک‌چهارم نهایی
Championقهرمان
Runner-upنایب‌قهرمان
Promotionصعود به لیگ بالاتر
Relegationسقوط به لیگ پایین‌تر
Title raceرقابت برای قهرمانی

مثال:

 

The second leg will be played next week.

بازی برگشت هفته آینده برگزار خواهد شد.

They won 4–2 on aggregate.

آن‌ها در مجموع دو مسابقه با نتیجه ۴ بر ۲ پیروز شدند.

The club is fighting against relegation.

باشگاه برای جلوگیری از سقوط تلاش می‌کند.

 

تفاوت Win و Beat در فوتبال

 

Win و beat هر دو با پیروزی مرتبط‌اند؛ اما ساختار یکسانی ندارند.

بعد از win معمولاً نام مسابقه، جام یا رقابت می‌آید:

 

We won the match.

ما مسابقه را بردیم.

Argentina won the tournament.

آرژانتین قهرمان رقابت‌ها شد.

 

بعد از beat نام حریف می‌آید:

We beat our rivals 2–0.

ما حریفان خود را دو بر صفر شکست دادیم.

 

این جمله اشتباه است:

We won Manchester.

 

شکل درست:

We beat Manchester.

 

همچنین نمی‌گوییم:

We beat the match.

 

شکل درست:

We won the match.

 

چگونه نتیجه فوتبال را به انگلیسی بیان کنیم؟

 

برای خواندن نتیجه 2–1 می‌توانیم بگوییم:

Two–one

 

مثال:

Our team won two–one.

تیم ما دو بر یک پیروز شد.

 

برای صفر در نتیجه مسابقه، در انگلیسی بریتانیایی اغلب از nil استفاده می‌شود:

The match ended three–nil.

مسابقه با نتیجه سه بر صفر تمام شد.

در انگلیسی آمریکایی ممکن است zero نیز شنیده شود.

 

برای تساوی می‌توانیم بگوییم:

The match ended in a draw.

مسابقه با تساوی به پایان رسید.

It was a one-all draw.

بازی با تساوی یک بر یک تمام شد.

The teams drew two–two.

دو تیم دو بر دو مساوی کردند.

 

مکالمه انگلیسی درباره فوتبال

 

A: Did you watch the match last night?

B: Yes! It was an incredible comeback.

A: I thought the game was over when they conceded the second goal.

B: Me too, but they equalized in added time and won in extra time.

A: Who was the player of the match?

B: The goalkeeper. He saved a penalty and made several important saves.

 

ترجمه:

 

الف: مسابقه دیشب را دیدی؟

ب: بله! بازگشت فوق‌العاده‌ای بود.

الف: وقتی گل دوم را خوردند، فکر کردم بازی تمام شده است.

ب: من هم همین‌طور؛ اما در وقت تلف‌شده بازی را مساوی کردند و در وقت اضافه برنده شدند.

الف: چه کسی بهترین بازیکن مسابقه شد؟

ب: دروازه‌بان. او یک پنالتی را مهار کرد و چند مهار مهم دیگر هم داشت.

برای تمرین مکالمه‌های واقعی‌تر می‌توانید مقاله اصطلاحات انگلیسی غیررسمی را نیز مطالعه کنید.

 

چگونه اصطلاحات فوتبال را بهتر یاد بگیریم؟

 

حفظ‌کردن یک فهرست طولانی، به‌تنهایی باعث نمی‌شود بتوانید هنگام صحبت از اصطلاحات استفاده کنید. بهتر است عبارت‌ها را داخل جمله و موقعیت واقعی یاد بگیرید.

 

این روش را امتحان کنید:

 

  1. خلاصه یک مسابقه کوتاه را به زبان انگلیسی تماشا کنید.

  2. پنج اصطلاح جدید را یادداشت کنید.

  3. نتیجه مسابقه را با سه یا چهار جمله انگلیسی توضیح دهید.

  4. از ترکیب‌های کامل مانند score a goal و make a save استفاده کنید.

  5. یک گفت‌وگوی کوتاه درباره تیم محبوبتان بسازید.

  6. پس از چند روز، همان مسابقه را دوباره به انگلیسی تعریف کنید.

برای مثال:

 

My team conceded an early goal, but they equalized before half-time. The goalkeeper saved a penalty, and our striker scored the winner in added time.

 

تیم من در ابتدای بازی گل خورد؛ اما پیش از پایان نیمه اول نتیجه را مساوی کرد. دروازه‌بان یک پنالتی را مهار کرد و مهاجم ما در وقت تلف‌شده گل پیروزی را زد.

 

اگر می‌خواهید مهارت مکالمه عمومی خود را تقویت کنید، صفحه کلاس زبان انگلیسی حضوری در تهران را ببینید. همچنین می‌توانید با شرکت در آزمون تعیین سطح رایگان زبان انگلیسی، سطح فعلی خود را بررسی کنید.

 

سؤالات متداول درباره اصطلاحات فوتبالی به انگلیسی

 

فوتبال به انگلیسی چه می‌شود؟

در انگلیسی بریتانیایی به فوتبال football می‌گویند. در آمریکا و کانادا کلمه soccer برای این ورزش رایج‌تر است.

 

گل‌زدن به انگلیسی چه می‌شود؟

رایج‌ترین عبارت score a goal است.

He scored a goal in the second half.

او در نیمه دوم گل زد.

 

پاس گل به انگلیسی چه می‌شود؟

Assist یعنی پاس گل.

She provided the assist.

او پاس گل را داد.

 

گل‌خوردن به انگلیسی چه می‌شود؟

از عبارت concede a goal استفاده می‌کنیم.

They conceded three goals.

آن‌ها سه گل خوردند.

 

هت‌تریک به چه معناست؟

Hat-trick در فوتبال یعنی یک بازیکن در یک مسابقه سه گل به ثمر برساند.

 

Brace در فوتبال یعنی چه؟

Brace یعنی یک بازیکن در یک مسابقه دو گل بزند.

 

کلین‌شیت یعنی چه؟

Clean sheet یعنی یک تیم یا دروازه‌بان مسابقه را بدون دریافت گل به پایان برساند.

 

وقت اضافه به انگلیسی چه می‌شود؟

برای وقت تلف‌شده پایان نیمه از added time یا stoppage time استفاده می‌شود. Extra time به وقت اضافه‌ای گفته می‌شود که در بعضی مسابقات حذفی پس از مساوی‌شدن بازی برگزار می‌شود.

 

بازی رفت و برگشت به انگلیسی چه می‌شود؟

بازی رفت first leg و بازی برگشت second leg نامیده می‌شود.

 

آفساید به انگلیسی چه می‌شود؟

خود کلمه offside به معنی آفساید است.

The goal was disallowed for offside.

گل به‌دلیل آفساید مردود اعلام شد.

 

دروازه‌بان توپ را مهار کرد به انگلیسی چه می‌شود؟

می‌توانیم بگوییم:

The goalkeeper saved the ball.

یا:

The goalkeeper made a save.

 

تیم ما دو بر صفر برد به انگلیسی چه می‌شود؟

می‌توانیم بگوییم:

Our team won two–nil.

اگر بخواهیم نام حریف را بیان کنیم:

Our team beat them two–nil.

 

جمع‌بندی

 

برای صحبت‌کردن درباره فوتبال به انگلیسی، بهتر است عبارت‌های کامل را یاد بگیرید، نه فقط ترجمه یک کلمه را. ترکیب‌هایی مانند score a goal، make a save، take the lead، keep a clean sheet و be sent off در اخبار، گزارش مسابقه و گفت‌وگوهای فوتبالی بسیار رایج هستند.

 

همچنین تفاوت‌هایی مانند win و beat یا added time و extra time اهمیت زیادی دارند. با تماشای خلاصه مسابقات انگلیسی و ساختن چند جمله درباره هر بازی، می‌توانید این اصطلاحات را سریع‌تر وارد مکالمه فعال خود کنید.

قبلی در جواب How Are You چه بگوییم؟ ۴۰ پاسخ طبیعی و جذاب
بعدی چگونه با هوش مصنوعی پارتنر مکالمه انگلیسی بسازیم؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نوشته‌های تازه

  • کلاس زبان گروهی بهتر است یا خصوصی؟ مقایسه کامل هزینه، سرعت و نتیجه
  • خسته نباشی به انگلیسی چی میشه؟ ۲۰ عبارت طبیعی و کاربردی
  • خوشحالم به انگلیسی؛ ۴۵ جایگزین طبیعی I’m Happy
  • میوه‌ها به انگلیسی؛ نام ۷۰ میوه با تلفظ و مثال
  • چگونه با هوش مصنوعی پارتنر مکالمه انگلیسی بسازیم؟

آخرین دیدگاه‌ها

  1. betso88login در فرق آیلتس آکادمیک با جنرال
  2. third-breakfast در دوره آموزشی Touchstone 1
  3. Ali1SO5 در دوره آموزشی Touchstone 1
  4. nothing در دوره آموزشی Movie | کلاس زبان انگلیسی با فیلم در تهران
  5. Mr در دوره آموزشی Movie | کلاس زبان انگلیسی با فیلم در تهران

دسته‌ها

  • آموزشی
  • پادکست
  • دسته‌بندی نشده
  • مقاله
  • ویدیو
آموزشگاه زبان اسلامی
مهارت آموزی حرفه ای با گواهینامه بین المللی

آموزشگاه زبان اسلامی

شرکت در دوره ها
آموزشگاه زبان اسلامی
آموزشگاه زبان های خارجه اسلامی

دنیا یه You can speak English به تو بدهکاره !

  • تهران، احمد آباد مستوفی، خیابان مطهری، پ ۵۶
  • ۰۲۱۵۶۷۱۵۹۴۱

دسترسی سریع

  • جدیدترین دوره ها
  • مسیر های یادگیری
  • به ما بپیوندید
  • مدرسان
  • لیست قیمت ها

کاوش

  • درباره ما
  • رویدادهای آتی
  • آخرین اخبار
  • سوالات متداول
  • تماس با ما

خبرنامه

قبل از دیگران، بروزترین دوره ها را در ایمیل خود دریافت کنید و از اخبار ما مطلع شوید.

© طراحی شده توسط علی همتی

‌