اصطلاحات فوتبالی به انگلیسی؛ بیش از ۷۰ واژه و عبارت با معنی و مثال
برای تماشای فوتبال به زبان انگلیسی، خواندن اخبار ورزشی یا صحبتکردن درباره تیم محبوبتان، فقط دانستن کلماتی مانند football و goal کافی نیست. گزارشگران و هواداران از عبارتهایی مثل clean sheet، hat-trick، equalizer، park the bus و against the run of play استفاده میکنند که ممکن است ترجمه مستقیم آنها معنای واقعی را نشان ندهد.
در این مقاله، مهمترین لغات و اصطلاحات فوتبالی به انگلیسی را همراه با معنی فارسی و مثال یاد میگیریم؛ از نام قسمتهای زمین و پست بازیکنان تا قوانین، گزارشگری مسابقه و مکالمه میان هواداران.
پرکاربردترین اصطلاحات فوتبالی به انگلیسی
اگر میخواهید ابتدا مهمترین عبارتها را یاد بگیرید، از این جدول شروع کنید:
| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی | مثال انگلیسی |
|---|---|---|
| Score a goal | گلزدن | Our striker scored a brilliant goal. |
| Concede a goal | گلخوردن | The team conceded two goals. |
| Make a save | مهارکردن توپ | The goalkeeper made an excellent save. |
| Assist | پاس گل | He provided two assists. |
| Take the lead | پیش افتادن | Barcelona took the lead in the first half. |
| Equalize | مساویکردن نتیجه | They equalized in the final minute. |
| Clean sheet | بازی بدون گل خورده | The goalkeeper kept a clean sheet. |
| Hat-trick | زدن سه گل در یک مسابقه | The striker scored a hat-trick. |
| Own goal | گلبهخودی | The defender scored an own goal. |
| Free kick | ضربه آزاد | They scored from a free kick. |
| Penalty kick | ضربه پنالتی | The referee awarded a penalty kick. |
| Corner kick | ضربه کرنر | We won three corner kicks. |
| Offside | آفساید | The goal was ruled out for offside. |
| Yellow card | کارت زرد | The defender received a yellow card. |
| Red card | کارت قرمز | He was shown a red card. |
| Be sent off | اخراجشدن | Their captain was sent off. |
| Added time | وقت تلفشده | They scored in added time. |
| Extra time | وقت اضافه مسابقات حذفی | The match went into extra time. |
| Penalty shoot-out | ضربات پنالتی تعیینکننده | They won the penalty shoot-out. |
| VAR | کمکداور ویدئویی | VAR reviewed the incident. |
تفاوت Football و Soccer چیست؟
هر دو کلمه میتوانند به ورزش فوتبال اشاره کنند؛ اما کاربردشان در کشورهای مختلف متفاوت است.
در انگلیسی بریتانیایی معمولاً از football استفاده میشود:
Football is the most popular sport in my country.
فوتبال محبوبترین ورزش در کشور من است.
در آمریکا و کانادا، برای اینکه این ورزش با American football اشتباه گرفته نشود، کلمه soccer رایجتر است:
My brother plays soccer at school.
برادرم در مدرسه فوتبال بازی میکند.
بنابراین اگر مسابقات انگلیس، لیگ قهرمانان یا جام جهانی را دنبال میکنید، احتمالاً کلمه football را بیشتر میشنوید.
لغات مربوط به زمین فوتبال
| کلمه انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|
| Pitch | زمین فوتبال |
| Field | زمین بازی؛ رایجتر در انگلیسی آمریکایی |
| Goal | دروازه یا گل |
| Net | تور دروازه |
| Goalpost | تیر عمودی دروازه |
| Crossbar | تیر افقی دروازه |
| Penalty area / Penalty box | محوطه جریمه |
| Six-yard box | محوطه ششقدم |
| Centre circle | دایره وسط زمین |
| Halfway line | خط میانی زمین |
| Touchline | خط طولی زمین |
| Goal line | خط عرضی کنار دروازه |
| Corner flag | پرچم کرنر |
| Dugout | محل نشستن مربیان و بازیکنان ذخیره |
| Bench | نیمکت ذخیرهها |
| Stands | سکوهای تماشاگران |
مثال:
The manager was standing near the dugout.
مربی نزدیک نیمکت تیم ایستاده بود.
The ball hit the crossbar and went out.
توپ به تیر افقی دروازه برخورد کرد و بیرون رفت.
برای تمرین تصویری بعضی از این واژهها میتوانید بخش آموزشی Football Vocabulary در British Council را نیز ببینید.

پست بازیکنان فوتبال به انگلیسی
Goalkeeper
Goalkeeper یعنی دروازهبان. شکل کوتاهتر آن keeper است و در گزارشهای ورزشی زیاد شنیده میشود.
The goalkeeper saved the penalty.
دروازهبان ضربه پنالتی را مهار کرد.
Defender
Defender به بازیکن مدافع گفته میشود.
The defender cleared the ball.
مدافع توپ را دور کرد.
Centre-back
Centre-back یا center-back یعنی مدافع میانی.
They signed a new centre-back.
آنها یک مدافع میانی جدید به خدمت گرفتند.
Full-back
Full-back مدافعی است که معمولاً در سمت چپ یا راست خط دفاع بازی میکند.
The right-back joined the attack.
مدافع راست به حمله اضافه شد.
Wing-back
Wing-back بازیکنی است که وظایف دفاعی و هجومی را در کناره زمین انجام میدهد.
The wing-back delivered a dangerous cross.
مدافع کناری یک ارسال خطرناک انجام داد.
Midfielder
Midfielder یعنی هافبک؛ بازیکنی که معمولاً میان خط دفاع و حمله بازی میکند.
The midfielder controlled the game.
هافبک جریان بازی را کنترل کرد.
Winger
Winger بازیکن کناری و هجومی است.
The winger dribbled past two defenders.
بازیکن کناری از دو مدافع عبور کرد.
Striker و Forward
هر دو کلمه به بازیکنان هجومی اشاره میکنند. Striker معمولاً مهاجمی است که وظیفه اصلی او گلزدن است؛ اما forward معنای گستردهتری دارد و میتواند به بازیکنان خط حمله گفته شود.
The striker scored twice.
مهاجم دو گل زد.
Captain
Captain یعنی کاپیتان تیم.
The captain spoke to the referee.
کاپیتان با داور صحبت کرد.
Substitute
Substitute یا بهصورت کوتاه sub یعنی بازیکن ذخیره یا بازیکنی که بهعنوان تعویض وارد زمین میشود.
The substitute scored with his first touch.
بازیکن تعویضی با اولین لمس توپ خود گل زد.
افعال و عبارتهای مهم در جریان مسابقه
Kick off
Kick off به معنای آغازکردن مسابقه یا نیمه بازی است. شکل اسمی آن kick-off نوشته میشود.
The match kicks off at 8 p.m.
مسابقه ساعت ۸ شب آغاز میشود.
Pass the ball
یعنی توپ را پاسدادن.
Pass the ball to the winger.
توپ را به بازیکن کناری پاس بده.
Through ball
پاسی است که از میان یا پشت خط دفاع برای بازیکن مهاجم ارسال میشود.
The midfielder played a perfect through ball.
هافبک یک پاس عمقی عالی ارسال کرد.
Cross the ball
یعنی ارسال توپ از کنار زمین به داخل محوطه جریمه.
He crossed the ball into the penalty area.
او توپ را به داخل محوطه جریمه ارسال کرد.
Dribble
Dribble یعنی حرکتکردن با توپ و عبور از بازیکن حریف.
She dribbled past the defender.
او با دریبل از مدافع عبور کرد.
Tackle
Tackle یعنی تلاش برای گرفتن توپ از بازیکن حریف. هر تکلی الزاماً خطا نیست.
That was a perfectly timed tackle.
آن یک تکل کاملاً بهموقع بود.
Header
Header یعنی ضربه سر.
He scored with a powerful header.
او با یک ضربه سر قدرتمند گل زد.
Shoot
Shoot فعل و shot اسم است.
Why didn’t you shoot?
چرا شوت نکردی؟
His shot went wide.
شوت او از کنار دروازه بیرون رفت.
Score a goal
عبارت score a goal یعنی گلزدن.
Our team scored three goals.
تیم ما سه گل زد.
Provide an assist
یعنی دادن پاس گل.
The winger provided the assist.
بازیکن کناری پاس گل را ارسال کرد.
Make a save
این عبارت برای مهار توپ توسط دروازهبان استفاده میشود.
The keeper made a fantastic save.
دروازهبان یک مهار فوقالعاده انجام داد.
Clear the ball
یعنی دورکردن توپ از منطقه خطر.
The defender cleared the ball off the line.
مدافع توپ را از روی خط دروازه دور کرد.
Intercept a pass
یعنی قطعکردن پاس حریف.
The midfielder intercepted the pass.
هافبک پاس را قطع کرد.
Mark a player
یعنی مراقبت و یارگیری بازیکن حریف.
The defender was marking the striker closely.
مدافع مهاجم را بهشدت یارگیری کرده بود.
Concede a goal
Concede a goal یعنی گلخوردن.
The team has not conceded a goal in three matches.
این تیم در سه مسابقه گل نخورده است.
Equalize
Equalize یعنی مساویکردن نتیجه. اسم آن equalizer است و به گل مساوی گفته میشود.
They equalized in the 89th minute.
آنها در دقیقه ۸۹ بازی را مساوی کردند.
He scored a late equalizer.
او در دقایق پایانی گل مساوی را زد.
اصطلاحات قوانین و داوری فوتبال
Foul
Foul یعنی خطا.
The referee gave a foul against the defender.
داور خطای مدافع را اعلام کرد.
Free kick
Free kick یعنی ضربه آزاد.
They scored directly from a free kick.
آنها مستقیماً از روی ضربه آزاد گل زدند.
Penalty kick
Penalty kick یا بهصورت کوتاه penalty یعنی ضربه پنالتی.
The referee awarded a penalty.
داور یک ضربه پنالتی اعلام کرد.
Corner kick
Corner kick یا corner همان ضربه کرنر است.
The goalkeeper pushed the ball out for a corner.
دروازهبان توپ را دفع کرد و توپ به کرنر رفت.
Goal kick
Goal kick یعنی ضربه دروازه.
The ball went out for a goal kick.
توپ بیرون رفت و ضربه دروازه اعلام شد.
Throw-in
Throw-in یعنی پرتاب اوت.
The referee awarded a throw-in to the home team.
داور پرتاب اوت را به تیم میزبان داد.
Offside
Offside یعنی آفساید.
The striker was caught offside.
مهاجم در موقعیت آفساید قرار گرفت.
Handball
Handball یعنی برخورد غیرمجاز دست یا بازوی بازیکن با توپ.
The referee gave a penalty for handball.
داور بهدلیل خطای هند پنالتی اعلام کرد.
Yellow card
Yellow card یعنی کارت زرد یا اخطار.
He received a yellow card for the tackle.
او بهخاطر آن تکل کارت زرد گرفت.
Be booked
Be booked نیز به معنی اخطارگرفتن و ثبت کارت زرد برای بازیکن است.
The midfielder was booked in the first half.
هافبک در نیمه اول کارت زرد گرفت.
Red card و be sent off
Red card یعنی کارت قرمز و be sent off یعنی اخراجشدن.
The defender was sent off for a serious foul.
مدافع بهدلیل یک خطای شدید اخراج شد.
VAR
VAR مخفف Video Assistant Referee و به معنی کمکداور ویدئویی است.
VAR checked the goal for offside.
کمکداور ویدئویی گل را از نظر آفساید بررسی کرد.
تعریف رسمی اصطلاحات داوری و قوانین مسابقه در واژهنامه رسمی IFAB قابلمشاهده است.
تفاوت Added time و Extra time
این دو عبارت گاهی بهاشتباه یکسان ترجمه میشوند؛ اما کاربرد متفاوتی دارند.
Added time
Added time یا stoppage time دقایقی است که بهدلیل تعویضها، مصدومیتها، شادی پس از گل یا توقفهای دیگر به انتهای هر نیمه اضافه میشود.
The referee added six minutes of stoppage time.
داور شش دقیقه وقت تلفشده اعلام کرد.
Extra time
Extra time زمان اضافی یک مسابقه حذفی است که پس از مساویشدن بازی در وقت قانونی برگزار میشود؛ البته اگر قوانین آن رقابت چنین چیزی را تعیین کرده باشد.
The match went into extra time.
بازی به وقت اضافه رفت.
براساس توضیح رسمی قانون هفتم IFAB، additional time برای جبران زمان ازدسترفته در پایان نیمهها محاسبه میشود. بنابراین این اصطلاح با extra time تفاوت دارد.
اصطلاحات رایج گزارشگری فوتبال
Take the lead
یعنی از حریف پیش افتادن.
The home team took the lead after ten minutes.
تیم میزبان پس از ده دقیقه پیش افتاد.
Double the lead
یعنی اختلاف را به دو گل افزایشدادن.
They doubled their lead in the second half.
آنها در نیمه دوم اختلاف را به دو گل رساندند.
Level the score
یعنی نتیجه را مساویکردن.
The striker levelled the score with a header.
مهاجم با ضربه سر نتیجه را مساوی کرد.
Clean sheet
وقتی تیمی در یک مسابقه هیچ گلی دریافت نمیکند، میگوییم clean sheet داشته است.
The goalkeeper kept another clean sheet.
دروازهبان یک بازی دیگر را بدون گل خورده به پایان رساند.
عبارت keep a clean sheet از ترکیبهای طبیعی این اصطلاح است.
Hat-trick
Hat-trick یعنی یک بازیکن در یک مسابقه سه گل بزند.
She completed her hat-trick in the second half.
او در نیمه دوم هتتریک خود را کامل کرد.
Brace
در فوتبال، brace یعنی دو گل توسط یک بازیکن در یک مسابقه.
The forward scored a brace.
مهاجم دو گل به ثمر رساند.
Own goal
Own goal یعنی گلبهخودی.
The ball went in after an own goal.
توپ پس از یک گلبهخودی وارد دروازه شد.
Comeback
Comeback زمانی است که تیمی پس از عقبافتادن، نتیجه را مساوی کند یا برنده شود.
What an incredible comeback!
چه بازگشت فوقالعادهای!
Counterattack
Counterattack یعنی ضدحمله.
They scored on the counterattack.
آنها روی یک ضدحمله گل زدند.
Hit the woodwork
Woodwork در فوتبال به تیرهای عمودی و افقی دروازه اشاره میکند. Hit the woodwork یعنی توپ به تیر دروازه برخورد کند.
His shot hit the woodwork.
شوت او به تیر دروازه برخورد کرد.
Miss a sitter
Sitter یک فرصت بسیار آسان برای گلزدن است. Miss a sitter یعنی ازدستدادن یک موقعیت تقریباً حتمی.
He missed an absolute sitter.
او یک فرصت گل بسیار آسان را از دست داد.
Find the top corner
یعنی زدن توپ به گوشه بالای دروازه.
Her shot found the top corner.
شوت او وارد گوشه بالای دروازه شد.
Tap-in
Tap-in گلی است که معمولاً از فاصله بسیار نزدیک و با یک ضربه ساده زده میشود.
The striker scored a simple tap-in.
مهاجم با یک ضربه ساده از فاصله نزدیک گل زد.
Volley
Volley یعنی ضربهزدن به توپ پیش از برخورد آن با زمین.
He scored with a stunning volley.
او با یک ضربه والی تماشایی گل زد.
Bicycle kick
Bicycle kick یا overhead kick به ضربه برگردان گفته میشود.
The forward attempted a bicycle kick.
مهاجم تلاش کرد ضربه برگردان بزند.
End-to-end
یک مسابقه end-to-end بازیای است که در آن هر دو تیم سریع و پیدرپی حمله میکنند.
It was an exciting end-to-end match.
این یک مسابقه هیجانانگیز و پر از حملات دو طرف بود.
Against the run of play
وقتی تیمی برخلاف جریان مسابقه و در شرایطی که تیم برتر نبوده گل میزند، از این عبارت استفاده میشود.
They scored against the run of play.
آنها برخلاف جریان بازی گل زدند.
Clinical finish
Clinical finish یعنی ضربه نهایی بسیار دقیق و مؤثر.
That was a clinical finish from the striker.
این یک ضربه نهایی دقیق از سوی مهاجم بود.
Park the bus
این اصطلاح غیررسمی زمانی استفاده میشود که یک تیم با تعداد زیادی بازیکن دفاع کند و فضای بسیار کمی به حریف بدهد.
They parked the bus after taking the lead.
آنها پس از پیشافتادن کاملاً دفاعی بازی کردند.
Man of the match
Man of the match به بهترین بازیکن مسابقه گفته میشود. در بعضی رقابتها از عبارتهای player of the match یا player of the game نیز استفاده میشود.
The goalkeeper was named player of the match.
دروازهبان بهعنوان بهترین بازیکن مسابقه انتخاب شد.
اصطلاحات مربوط به مسابقات و جدول لیگ
| اصطلاح | معنی فارسی |
|---|---|
| Fixture | مسابقه برنامهریزیشده |
| Home match | بازی خانگی |
| Away match | بازی خارج از خانه |
| Derby | مسابقه میان دو رقیب محلی یا سنتی |
| League table | جدول لیگ |
| Points | امتیازها |
| Goal difference | تفاضل گل |
| Group stage | مرحله گروهی |
| Knockout stage | مرحله حذفی |
| First leg | بازی رفت |
| Second leg | بازی برگشت |
| Aggregate score | نتیجه مجموع دو مسابقه |
| Final | فینال |
| Semi-final | نیمهنهایی |
| Quarter-final | یکچهارم نهایی |
| Champion | قهرمان |
| Runner-up | نایبقهرمان |
| Promotion | صعود به لیگ بالاتر |
| Relegation | سقوط به لیگ پایینتر |
| Title race | رقابت برای قهرمانی |
مثال:
The second leg will be played next week.
بازی برگشت هفته آینده برگزار خواهد شد.
They won 4–2 on aggregate.
آنها در مجموع دو مسابقه با نتیجه ۴ بر ۲ پیروز شدند.
The club is fighting against relegation.
باشگاه برای جلوگیری از سقوط تلاش میکند.
تفاوت Win و Beat در فوتبال
Win و beat هر دو با پیروزی مرتبطاند؛ اما ساختار یکسانی ندارند.
بعد از win معمولاً نام مسابقه، جام یا رقابت میآید:
We won the match.
ما مسابقه را بردیم.
Argentina won the tournament.
آرژانتین قهرمان رقابتها شد.
بعد از beat نام حریف میآید:
We beat our rivals 2–0.
ما حریفان خود را دو بر صفر شکست دادیم.
این جمله اشتباه است:
We won Manchester.
شکل درست:
We beat Manchester.
همچنین نمیگوییم:
We beat the match.
شکل درست:
We won the match.
چگونه نتیجه فوتبال را به انگلیسی بیان کنیم؟
برای خواندن نتیجه 2–1 میتوانیم بگوییم:
Two–one
مثال:
Our team won two–one.
تیم ما دو بر یک پیروز شد.
برای صفر در نتیجه مسابقه، در انگلیسی بریتانیایی اغلب از nil استفاده میشود:
The match ended three–nil.
مسابقه با نتیجه سه بر صفر تمام شد.
در انگلیسی آمریکایی ممکن است zero نیز شنیده شود.
برای تساوی میتوانیم بگوییم:
The match ended in a draw.
مسابقه با تساوی به پایان رسید.
It was a one-all draw.
بازی با تساوی یک بر یک تمام شد.
The teams drew two–two.
دو تیم دو بر دو مساوی کردند.
مکالمه انگلیسی درباره فوتبال
A: Did you watch the match last night?
B: Yes! It was an incredible comeback.
A: I thought the game was over when they conceded the second goal.
B: Me too, but they equalized in added time and won in extra time.
A: Who was the player of the match?
B: The goalkeeper. He saved a penalty and made several important saves.
ترجمه:
الف: مسابقه دیشب را دیدی؟
ب: بله! بازگشت فوقالعادهای بود.
الف: وقتی گل دوم را خوردند، فکر کردم بازی تمام شده است.
ب: من هم همینطور؛ اما در وقت تلفشده بازی را مساوی کردند و در وقت اضافه برنده شدند.
الف: چه کسی بهترین بازیکن مسابقه شد؟
ب: دروازهبان. او یک پنالتی را مهار کرد و چند مهار مهم دیگر هم داشت.
برای تمرین مکالمههای واقعیتر میتوانید مقاله اصطلاحات انگلیسی غیررسمی را نیز مطالعه کنید.
چگونه اصطلاحات فوتبال را بهتر یاد بگیریم؟
حفظکردن یک فهرست طولانی، بهتنهایی باعث نمیشود بتوانید هنگام صحبت از اصطلاحات استفاده کنید. بهتر است عبارتها را داخل جمله و موقعیت واقعی یاد بگیرید.
این روش را امتحان کنید:
خلاصه یک مسابقه کوتاه را به زبان انگلیسی تماشا کنید.
پنج اصطلاح جدید را یادداشت کنید.
نتیجه مسابقه را با سه یا چهار جمله انگلیسی توضیح دهید.
از ترکیبهای کامل مانند score a goal و make a save استفاده کنید.
یک گفتوگوی کوتاه درباره تیم محبوبتان بسازید.
پس از چند روز، همان مسابقه را دوباره به انگلیسی تعریف کنید.
برای مثال:
My team conceded an early goal, but they equalized before half-time. The goalkeeper saved a penalty, and our striker scored the winner in added time.
تیم من در ابتدای بازی گل خورد؛ اما پیش از پایان نیمه اول نتیجه را مساوی کرد. دروازهبان یک پنالتی را مهار کرد و مهاجم ما در وقت تلفشده گل پیروزی را زد.
اگر میخواهید مهارت مکالمه عمومی خود را تقویت کنید، صفحه کلاس زبان انگلیسی حضوری در تهران را ببینید. همچنین میتوانید با شرکت در آزمون تعیین سطح رایگان زبان انگلیسی، سطح فعلی خود را بررسی کنید.
سؤالات متداول درباره اصطلاحات فوتبالی به انگلیسی
فوتبال به انگلیسی چه میشود؟
در انگلیسی بریتانیایی به فوتبال football میگویند. در آمریکا و کانادا کلمه soccer برای این ورزش رایجتر است.
گلزدن به انگلیسی چه میشود؟
رایجترین عبارت score a goal است.
He scored a goal in the second half.
او در نیمه دوم گل زد.
پاس گل به انگلیسی چه میشود؟
Assist یعنی پاس گل.
She provided the assist.
او پاس گل را داد.
گلخوردن به انگلیسی چه میشود؟
از عبارت concede a goal استفاده میکنیم.
They conceded three goals.
آنها سه گل خوردند.
هتتریک به چه معناست؟
Hat-trick در فوتبال یعنی یک بازیکن در یک مسابقه سه گل به ثمر برساند.
Brace در فوتبال یعنی چه؟
Brace یعنی یک بازیکن در یک مسابقه دو گل بزند.
کلینشیت یعنی چه؟
Clean sheet یعنی یک تیم یا دروازهبان مسابقه را بدون دریافت گل به پایان برساند.
وقت اضافه به انگلیسی چه میشود؟
برای وقت تلفشده پایان نیمه از added time یا stoppage time استفاده میشود. Extra time به وقت اضافهای گفته میشود که در بعضی مسابقات حذفی پس از مساویشدن بازی برگزار میشود.
بازی رفت و برگشت به انگلیسی چه میشود؟
بازی رفت first leg و بازی برگشت second leg نامیده میشود.
آفساید به انگلیسی چه میشود؟
خود کلمه offside به معنی آفساید است.
The goal was disallowed for offside.
گل بهدلیل آفساید مردود اعلام شد.
دروازهبان توپ را مهار کرد به انگلیسی چه میشود؟
میتوانیم بگوییم:
The goalkeeper saved the ball.
یا:
The goalkeeper made a save.
تیم ما دو بر صفر برد به انگلیسی چه میشود؟
میتوانیم بگوییم:
Our team won two–nil.
اگر بخواهیم نام حریف را بیان کنیم:
Our team beat them two–nil.
جمعبندی
برای صحبتکردن درباره فوتبال به انگلیسی، بهتر است عبارتهای کامل را یاد بگیرید، نه فقط ترجمه یک کلمه را. ترکیبهایی مانند score a goal، make a save، take the lead، keep a clean sheet و be sent off در اخبار، گزارش مسابقه و گفتوگوهای فوتبالی بسیار رایج هستند.
همچنین تفاوتهایی مانند win و beat یا added time و extra time اهمیت زیادی دارند. با تماشای خلاصه مسابقات انگلیسی و ساختن چند جمله درباره هر بازی، میتوانید این اصطلاحات را سریعتر وارد مکالمه فعال خود کنید.
دیدگاهتان را بنویسید